+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 12:58  توسط نایب  | 
امام هادی علیه السلام فرموده اند:

ستمكار بردبار ،

بسا كه به وسيله حلم و بردبارى خود از ستمش گذشت شود

و حقدار نابخرد ، بسا كه به سفاهت خود ،

نور حق خويش را خاموش كند.

(تحف العقول ، ص 512)

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 23:24  توسط نایب  | 
به کوری دو چشم آن حقیری که از فرط حقارت بد دهان است
به هر دیوار این دنیا نوشتم، نقی زیباترین نام جهان است

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 23:23  توسط نایب  | 

به تازگی محققان و کیهان شناسان در سال 1973م کشف کردند ستارگان سیاه حرارتشان بیشتر از ستارگانی است که نور سفید دارند و انها نیز از ستارگان قرمز پر حرارت ترند.این پدیده واقعیتی علمی است که امروزه ثابت شده است اما رسول خدا در یکی از احادیث خود مدتها قبل سخن گفت و فرمودند:

«خداوند اتش را 1000 سال بر افروخت تا رنگش به سرخی گرایید سپس ان را 1000 سال دیگر روشن نگه داشت تا رنگش سفید گشت اینگونه 1000 سال دیگر بر ان بیفزود تا سیاه گشت و حال اتش جهنم سیاه و تاریک است.» (رواه ترمذی/ابن ماجه و بیهقی)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 15:46  توسط نایب  | 
+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1391ساعت 17:5  توسط نایب  | 

  امام علی النقی(علیه السلام)؛

امام هادی

صاحب منشور امامت

حضرت امام هادی علیه السلام امام دهم ما شیعیان که زیارت جامعه کبیره یادگار شریف آن امام همام است و حضرت علامه جوادی آملی در کتاب ادب فنای مقربان در عظمت این زیارت می فرمایند :

زیارت جامعه منشور بلند امامت و هدایت است که سیل گونه از کوهسار وجود هادی امت حضرت ابوالحسن ثالث ،علی بن محمد النقی (علیه و علی آبائه و ابنائه افضل الصلوة و السلام) سرازیر شده است. ان منشور بلند ،هرچند که در لباس شرح فضایل و کمالات انسان های کامل و خلفای برجسته الهی ،یعنی اسوه طاها و یاسین ،ائمه اطهار بیان شده است ،لیکن معارف عمیق و توحیدی-ولایی آن بسان سیلی بنیان کن، اساس شرک و دوگانه پرستی و بنیاد بیگانه گرایی را بر می کند  و با پیشروی به سوی دشت و دمن امت اسلام ،تشنه کامان حقیقت و معرفت ناب نبوی و ولوی را سیراب میکند.

ایشان محبوب القلوب مردم بودند به قدری آن بزرگوار صاحب هیبت بود که اگر دشمن با آن برگزیده خدا مصادف می شد تملق می گفت؛در اینجا به وقایعی بسیار کوتاه در این باب اشاره می کنیم:

 وقایعی در باب مهابت حضرت هادی

محمد بن حسن بن اشتر علوی می گوید: من در زمان کودکی با پدرم درب منزل متوکل۱ بودیم ،مردم جمع بودند ،اولاد ابوطالب و اولاد عباس و دیگران ؛ وقتی که امام هادی علیه السلام تشریف می آورد همه سواران به احترام وی پیاده می شدند و راه باز می نمودند تا حضرت وارد گردد.

در آن روز به همدیگر گفتند: امروز به احترام این نوجوان پیاده نخواهیم شد؛ او از ما شریف تر و بزرگ تر و مسن تر و دانا تر نیست، به خدا سوگند پیاده نخواهیم شد.

ابوهاشم جعفری به آنها گفت: به خدا سوگند وقتی او را دیدید با خواری و ذلت پیاده خواهید شد ؛ اندکی بیش نگذشت که حضرت پیدا شد و وقتی که چشم آنان به حضرت افتاد همه پیاده شدند!  ابوهاشم به آنان گفت: مگرنه اینکه خیال می کردید که پیاده نخواهید شد؟  گفتند: نتوانستیم خود را نگه داریم ، و پیاده شدیم۲.

و ابو هاشم جعفری نقل کرده است که متوکل برای جلوس عمومی خود جایی را ساخته بود که دارای پنجره هایی بود که آفتاب از آنها در داخل می تابید و در میان آن پنجره ها و شبکه ها پرنده هایی جا داده بود، روزی که به مردم اذن عام می داد و روز دیدار او بود ،همان جا می نشست ، وقتی که مردم می آمدند ،آن پرنده ها می خواندند و سرو صدا راه می انداختند، نه متوکل می شنید مردم چه می گویند و نه مردم می شنیدند که او چه می گوید اما هنگامی که امام هادی علیه السلام وارد می شد؛ آن پرنده ها ساکت می شدند و صدایی از آنها شنیده نمی شد تا وقتی که حضرت بیرون می رفت، باز سرو صدا راه می انداختند.

و تعدادی کبک داشت که خودش در جایی بالا می نشست و آن کبک ها را به جنگ با هم وا می داشت و به تماشای آنها می پرداخت و می خندید ؛ وقتی که امام هادی علیه السلام وارد می شد آن کبک ها به دیوار می چسبیدند و تا وقتی که حضرت تشریف داشتند تکان نمی خوردند ،وقتی که حضرت بیرون می رفت باز به جنگ می پرداختند۳.

عظمت و جلال حضرت به گونه ای بود که همه موجودات در برابر وی کرنش می کردند و در مقابلش خاضع بودند.

 نتیجه جسارت به امام علیه السلام

امام معصوم علیه السلام حجت خدای واحد قهار و خلیفه او در زمین است و وجود او جلوه و مظهر حق تعالی است و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بنابر گفته خودشان اسماء الله و وجه الله هستند پس اهانت به آنها قطعا اهانت با خدای شکست ناپذیر و انتقام گیرنده است.

وقایعی نیز در این موضوع از کتب مختلف نقل شده است که به خاطر رعایت اختصار به دوتای از آنها اشاره می کنیم:

۱-مرحوم مستنبط اعلی الله مقامه از کتاب الخرائج نقل می کند که روایت شده روزی امام هادی علیه السلام وارد منزل متوکل گردید و به نماز ایستاد؛ یکی از دشمنان گفت: این ریاکاری تا کی؟ و هنوز لحظه ای چند نگذشته بود که گرفتار سخط الهی گشت و افتاد و مرد!۴.

۲-  و نیز در کتاب الواحدة با ذکر سند آورده است که به سور یکی از اهالی سامرا دعوت شدیم، امام هادی علیه السلام نیز تشریف داشتند، در آن مجلس مردی بازی می کرد و می خندید و مراعات احترام حضرت را نمی کرد. جعفر بن قاسم هاشمی که واقفی مذهب بود در مجلس حضور داشت ،حضرت متوجه وی گردید و فرمود: آگاه باش این مرد از این طعام نمی خورد، به زودی از ناحیه یکی از بستگانش به وی خبری خواهد رسید که عیش وی مکدر می شود.

وقتی که سفره را آوردند جعفر گفت: سخن علی بن محمد علیه السلام نادرست در آمد، بعد از این خبری نیست، به خدا سوگند آن مرد دستش را شست و به طرف غذا دراز نمود که غلامش از در خانه وارد شد و گریه می کرد ، به آن مرد گفت : مادرت را دریاب که از پشت بام افتاد و در حال مرگ است.

جعفر گفت به خدا سوگند بعد از این مذهب واقفه را ترک کردم و به امامت حضرت قطع پیدا نمودم۵.


+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1391ساعت 16:58  توسط نایب  | 
 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 12:56  توسط نایب  | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 12:50  توسط نایب  | 
محمدتقی بهجت فومنی از مراجع تقلید شیعه[۳] در سال ۱۲۹۴ شمسی (اواخر سال ۱۳۳۴ قمری) در شهر فومن واقع در استان گیلان زاده شد.

محتویات

تحصیلات [ویرایش]

تحصیلات ابتدایی را در مکتب خانه فومن گذراند و در همان شهر به تحصیل مقدمات علوم اسلامی پرداخت. در سال ۱۳۴۸ ق. در سن چهارده سالگی به عراق رفت و در کربلا به تحصیل مشغول شد.

پس از آن در سال ۱۳۵۲ ق. به نجف اشرف مهاجرت نمود و قسمت‌های پایانی سطح را زیر نظر اساتیدی چون مرتضی طالقانی به پایان رساند. وی درآنجا پس از درک محضر میرزای نائینی و آقا ضیاءالدین عراقی، به حوزه درسی محمدحسین غروی اصفهانی پیوست و علاوه بر این از محضر سید ابوالحسن اصفهانی و محمدکاظم شیرازی بهره برد. و علوم عقلی را نزد سید حسن بادکوبه‌ای فرا گرفت. در سنین ۱۷ یا ۱۸ سالگی در سلک شاگردان اخلاقی - عرفانی سیدعلی قاضی درآمد.

بعد از پایان رسانیدن تحصیلات خود در سال ۱۳۲۴ ش. (۱۳۶۴ ق.) به ایران بازگشت و چند ماهی را در فومن ماند و بعد نیز بر آن شد که دوباره به حوزهٔ علمیهٔ نجف برود. در راه قصد زیارت حرم فاطمه معصومه و اطلاع یافتن از وضعیت حوزهٔ قم را کرد؛ ولی در طول چند ماهی که در قم توقف کرده بود، خبر فوت استادان بزرگ نجف یکی پس از دیگری شنیده می‌شد، لذا او تصمیم گرفت که در شهر قم اقامت کند و در آنجا تحصیلات خود را با حضور در جلسات درس کوه کمره‌ای و بروجردی ادامه بدهد. پس از چند ماه اقامت در حوزه علمیه قم که نوپا بود، بنا به نقل مصباح یزدی، برجسته‌ترین شاگرد علمای دینی شد:

« «آیت‌الله بهجت از همان زمانی که آیت‌الله بروجردی در قم درس شروع کرده بودند از شاگردان برجسته واز مُستَشکِلین معروف و مبرّز درس ایشان بودند. معمولاً استادانی که درس خارج می‌گویند، در میان شاگردانشان یکی دو سه نفر هستند که ضمن اینکه بیش از همه مطالب را ضبط می‌کنند احیاناً اشکالاتی به نظرشان می‌رسد که مطرح و پی‌گیری می‌کنند تا مسائل کاملاً حل شود. اینان از دیگران دقیق‌ترند، و اشکالاتشان علمی‌تر و نیاز به غور و بررسی بیشتری دارد، و ایشان در آن زمان چنین موقعیتی را در درس مرحوم آیت‌الله بروجردی داشتند.[۴]  »
آیت‌الله العظمی بهجت هنگام خروج از مسجد بعداز نماز جماعت
آیت‌الله العظمی بهجت بعداز نماز جماعت

تدریس [ویرایش]

وی در زمان تلمذ در نجف به تدريس سطوح عالی نیز مشغول بود و با ورود به قم به تدریس دروس عالی پرداخت. محل تدريس درس خارج وی ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و سپس در مسجد فاطميه واقع در گذرخان تشكيل می‌شد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى وی نيز همين مسجد بود.

مرجعیت [ویرایش]

پس از وفات محمدعلی اراکی، جامعهٔ مدرسین حوزه علمیه قم، مرجعیت وی را اعلام کرد و افرادی چون عبدالله جوادی آملی و علی مشکینی نیز وی را به عنوان مرجع تقلید معرفی نمودند. همچنین او هیچگاه اقدام به انتشار رساله عملیه نکرد تا اینکه با درخواستهای پی در پی افراد راضی شد تا فتاوایش بدون ذکر نام به چاپ برسد. از چاپ ششم به بعد روی جلد رساله او عبارت «العبد محمدتقی بهجت» نوشته شد.[نیازمند منبع]

به نقل عباس محفوظی، وی خواسته است که مقلدانش به علی صافی گلپایگانی رجوع کنند علی صافی چند ماه پس از فوت بهجت درگذشت. فرزند ارشد وی علی بهجت نیز اعلامیه ای مبنی بر ادامه کار دفتر آیت الله بهجت زیر نظر علی صافی صادر کرد[۵]

وفات [ویرایش]

حضرت آیت الله بهجت در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ به علت سکتهٔ مغزی درگذشت[۶] و در حرم فاطمه معصومه دفن شد.

اساتید [ویرایش]

اساتید فقه و اصول

اساتید اخلاق

اساتید فلسفه

برخی از شاگردان[۲] [ویرایش]

تألیفات [ویرایش]

  • رساله توضیح‌المسائل (فارسی و عربی)
  • مناسک حج
  • وسیلة النجاة
  • جامع ‌المسائل
  • تعلیقه بر مناسک شیخ انصاری
  • دوره اصول
  • حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری
  • دوره طهارت
  • دوره خمس و حج
  • دوره زکات
  • حاشیه بر ذخیرة العباد غروی اصفهانی
  • دورة الصلوة
  • یکدوره فقه فارسی

وی در تألیف سفینةالبحار با شیخ عباس قمی نیز همکاری داشته‌است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 12:49  توسط نایب  | 
+ نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 15:47  توسط نایب  |